شعرهای عاشقانه ایرج جنتیعطایی
ترانه های عاشقانه و زیبای ایرج جنتی عطایی ایرج جنتیعطایی زاده ۱۹ دی ۱۳۲۵ در مشهد است. اشعار ایرج جنتی عطایی هم خونه ی من ای خدا از من دیگه خسته شده کتاب عشق ما دیگه خونده شده ، بسته شده خونه دیگه جای غمه اون داره از من دور می شه این خونه ی قشنگ ما داره برامون گور می شه اون دست گرم و مهربون با دست من قهره دیگه چشمای غمگینش با من قصه ی شادی نمی گه هم خونه ی من با دلم خیال سازش نداره دستای کوچیکش دیگه میل نوازش نداره شبا وقتی میرم خونه بوسه به موهاش می زنم سرش به کار خودشه انگار نه انگار که منم روزا وقتی میام بیرون اون خودشو به خواب زده خب ، مثل روزگار شده یه روز خوبه ،یه روز بده ای دل من ، ای دیوونه بذار برم از این خونه ………………………… ترانه های ایرج جنتی عطایی ای شرقی غمگین ، وقتی آفتاب تو رو دید تو شهر بارونی بوی عطر تو پیچید شب راهشو گم کرد ، تو گیسوی تو گم شد آفتاب آزادی از تو چشم تو خندید ای شرقی غمگین تو مثل کوه نوری نذار خورشیدمون بمیره تو مثل روز پکی مثل دریا مغروری نذار خاموشی ...
نظرات
ارسال یک نظر